تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

شوق رؤیت

طراحی سایت


شوق رؤیت
با شوق رؤیت قیام قائم، تا به ابد راست ایستاده ایم.
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن1390 توسط سبحان جدیدساز

گوگل پلاس امکانیست در اینترنت شبیه به فیس بوک. آن هایی که حداقل یکی از این دو را دیده اند می دانند که هر کاربر یک circle یا حلقۀ دوستان دارد. این کاربر هرکدام از دیگر کاربران پلاسی را که بخواهد در حلقۀ دوستانش قرار می دهد و به این شکل هر کدام از اعضای این حلقه که مطلبی را آپ کند این کاربر بر روی صفحه ای می بیند. مثلاً من که پلاسِ گوگل هستم، صفحه ای در مقابلم باز است و به تناسب، هر یک دقیقه ای، هر 30 ثانیه ای و یا حتی کمتر، مطلبی در بالای این صفحه باز می شود. طبیعتاً من هم در حلقۀ دوستان دیگر کاربران گوگل پلاس هستم و هر مطلبی را – حال ممکن است عکس باشد یا جمله و شعری و یا لینکی به یک صفحۀ اینترنت و ...- آپ کنم بر روی صفحۀ ده ها نفر می رود.

اوایلی که گوگل پلاس تازه معروف شده بود، من هم به جمع پلاس ها اضافه شدم. البته آن زمان تنها اسمم آن جا بود و مطلبی را بر روی صفحه ام نمی فرستادم. همان موقع بود که بسیار شنیدم از بدی ها و خطرهایش و اینکه دامی است و بچه حزب اللهی هایی که عضوش شده اند، پا در وادی خطرناکی گذارده اند. گفتند و نوشتند سریع بیایید بیرون. ما که پس از رفتنمان نه نیرویی غیبی دیدیم که جانمان را بستاند و نه شبهاتش را درکمین عقایدمان، ماندیم.

عرصۀ پلاس به نوعی شده بود موازنه ای. یعنی حزب اللهی ها آنقدر زیاد بودند که احساس غربت نکنیم. شاید جالب باشد که در زمان اذان – به خصوص مغرب- ناگهان چند پست می آمد که هنگام اذان است و انشألله ادامۀ پلاسیمان بعد از نماز.

فضای بسیاری، ذکر خاطرات و دلمشغولی هایشان بود- خاله بازی. اما بسیاری دیگر، این فضا را جدی می گرفتند. عموماً عرصه ای بود برای کشمکش دو جناح داخلی (انقلابی ها و ضد انقلاب). ولی بعضی این چنین نبودند و مهمترین دغدغه ها یشان مسایل بین المللی و تأثیرگذاری –هرچند بسیار اندک- بر تحولات جهانی بود. مثلاً در همین هفتۀ وحدت بسیاری آیات قرآن به زبان های فارسی، عربی و انگیسی منتشر شد. ویا خطبۀ عربی حضرت آقا در این صفحات منعکس شد که چه استقبالی از آن ها شد. همان طور که می دانید، سایت khamenei.ir در عربستان فیلتر شد. به همت بسیاری از دوستان، سایت های دیگری که این سخنان را منعکس کرده بودند، معرفی شد. برای آنکه اهمیت و بازخورد این مطالب را در خارج از کشور دریابید، اشاره می کنم. خانمی از شیراز که تمامی مطالبش را به زبان عربی منتشر می کرد، پس از انتشار خطبۀ حضرت آقا کامنتی را از یک کاربر سوریایی با این مضمون دریافت کرد: این عکسی که از نمازجمعه تان گذاشته ای کجاست؟ من شنیده ام که ایرانیان چون شیعه اند، مسجد ندارند. سپس آن کاربر شیرازیجوابش را گفته بود.

من که به اصرار برادرم پلاس شدم، تنها و تنها با نگاه به بیرون از کشور و باز شدن عرصه ای برای تأثیر گذاری در تحولات مهم قبول عضویت کردم. با وجودی که اوایل ناامید بودم، دیدم برخی کاربران خارجی، خود دعوتم کردند به عضویت در circle شان. پس آن بود که دریافتم هرچند اندک، می توانم تأثیر گذار باشم.

جملات متعددی را آماده کرده بودم و داشتم آماده می کردم با مضمون همراهی جوانان ایرانی و جوانان مصری در جشن پیروزی روز 22 بهمن. اما ... اما ... .

از دیروز بستندش. هم جی میل را و هم پلاسش را. به تازگی داشتند زیاد می شدند آنهایی که سطح نوشته هایشان فراتر از شطحیات داخلی بود. اما ... اما ... .

التبه که بگویم اگر این بستن ها تا 25 بهمن باشد، پذیرفتنی است اما اگر ادامه پیدا کرد ... . اگر ادامه پیدا کرد تحلیل هایمان را می گذاریم برای همان زمان.

پی نوشت1: می خواستم اسم این مطلب را بگذارم اعصاب خرد شده نوشته به این دلیل که عرصه ای به این مهمی را که می توانست در جهان بسیار تأثیرگذار باشد را از دسترسمان خارج کرده اند.

پی نوشت2: به شدت امیدوارم که این سایت فیلتر نشود و اگر قرار است دسترسی به آن محدود شود، بسته بماند. اگر چنین حماقتی (تأکید می کنم حماقت) صورت گرفت -یعنی سایت فیلتر شد- به شعور که هیچ به اندک تعقلی در مسئولان ذی ربط( و مسئولان ذی ربطی که این مسئولان بی ربط را گذاشته اند) شک خواهم کرد.

این تصویر رو گذاشتم برای اونایی که با محیط پلاس آشنا نیستند

گوگل پلاس به نوعی شده رقیب فیس بوک


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 بهمن1390 توسط سبحان جدیدساز

 آنچه كه من به شما جوانان عزيز و فرزندان خودم عرض ميكنم، اين است كه بدانيد امروز تاريخ جهان، تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همه‌ى عالم دارد آغاز ميشود. نشانه‌ى بزرگ و واضح اين دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لايزال الهى و تكيه‌ى به وحى. بشريت از مكاتب و ايدئولوژى‌هاى مادى عبور كرده است. امروز نه ماركسيسم جاذبه دارد، نه ليبرال‌دموكراسى غرب جاذبه دارد - مى‌بينيد در مهد ليبرال‌دموكراسى غرب، در آمريكا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف ميكنند به شكست - نه ناسيوناليستهاى سكولار جاذبه‌اى دارند. امروز در ميان امت اسلامى، بيشترين جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مكتب وحى؛ كه خداى متعال وعده داده است كه مكتب الهى و وحى الهى و اسلام عزيز ميتواند بشر را سعادتمند كند. اين يك پديده‌ى بسيار مبارك و بسيار مهم و پرمعنائى است.

 امروز در كشورهاى اسلامى عليه ديكتاتورى‌هاى وابسته قيام شده است؛ اين مقدمه‌اى است براى قيام عليه ديكتاتورى جهانى و ديكتاتورى بين‌المللى، كه عبارت است از ديكتاتورى شبكه‌ى فاسد و خبيث صهيونيستى و قدرتهاى استكبارى. امروز استبداد بين‌المللى و ديكتاتورى بين‌المللى متجسم است در ديكتاتورى آمريكا و پيروان آمريكا و شبكه‌ى شيطانى و خطرناك
صهيونيستى. امروز اينها با روشهاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون در همه‌ى دنيا دارند ديكتاتورى ميكنند. آنچه شما در مصر انجام داديد، در تونس انجام داديد، در ليبى انجام داديد، در يمن داريد انجام ميدهيد، در بحرين داريد انجام ميدهيد، در كشورهاى ديگر انگيزه‌ى آن بشدت به وجود آمده است، جزئى از مبارزه‌ى با اين ديكتاتورى خطرناك و مضرى است كه دو قرن است دارد بشريت را فشار ميدهد. اين پيچ تاريخى‌اى كه گفتم، عبارت است از تحول از سيطره‌ى چنين ديكتاتورى‌اى به آزادى ملتها و حاكميت ارزشهاى معنوى و الهى؛ اين پيش خواهد آمد؛ استبعاد نكنيد.
...

مبارزه، مبارزه‌ى همتها و عزمها و اراده‌هاست. هر طرف اراده‌ى قوى‌ترى داشته باشد، او غالب است.

...

اين قرن، قرن اسلام است. اين قرن، قرن معنويت است.

...

عزيزان من! فرزندان من! مواظب باشيد دشمن حركت شما را متوقف نكند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت»،(11) «و استقم كما امرت»؛(12) استقامت كن. استقامت يعنى ايستادگى كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن؛ اين رمز كار است.
...

من به شما جوانها بگويم، آينده مال شماست. شما جوانها به حول وقوه‌ى الهى و باذن‌اللَّه آن روز را خواهيد ديد و ان‌شاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحويل خواهيد داد.

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط سبحان جدیدساز

می خواستم در رابطه با مسائل اخیر سیاسی کشور و دعواهای بی وجه اصولگرایان مطلبی بنویسم که پشیمان شدم. زمانی که دعواهای گوگل پلاس را دنبال کردم بی تقوایی هایی را از هر دو طرف دیدم که سوت و کف دیگرانِ غیر خودی را تنها به دنبال داشت. منِ اضعف مخاطبینِ این نزاع ها، چیزی جز تضعیف نظام را در این "نفس بازار" نمی بینم. برای همین بود که عُلقه های سیاسیم و نقدم به یکی از جریان های طرف دعوا را ننوشتم. فقط یک سخن از حضرت آقا را که قبلاً در وبلاگ گذاشته بودم را دوباره قرار می دهم و دعا می کنم که ای کاش دیگرانِ لابد خودی هم بخوانند. تقریباً نزدیکی یک سالگی این فرمایش حضرت آقا هستیم:

"فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اينكه فضا را آشفته ميكند و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد - كه امروز احتياج به اين آرامش هست - خداى متعال را هم از ما خشمگين ميكند. من ميخواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه يا حرف ميزنند، يا مينويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اينها بدانند، كارى كه ميكنند، كار درستى نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يك فكر سياسى غلط يا يك فكر دينى غلط را محكوم كردن، يك حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يك حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى ميكنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد. متأسفانه بعضى اين كار را ميكنند. من بخصوص به جوانها توصيه ميكنم. بعضى از اين جوانها بلاشك مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خيال ميكنند اين وظيفه است؛ نه، من عرض ميكنم اين خلاف وظيفه است، عكس اين وظيفه است.
البته از نفوذها، از اغواهاى شيطانى دشمنان، از دخالتهاى دشمنان هم نبايد غفلت كرد. همان طور كه امام بارها ميفرمودند، گاهى اينجور افراد وارد اجتماعات پرشور و مؤمن و مخلص ميشوند و آنها را به يك سمتى و يك حركتى ميكشانند؛ از اين هم نبايد غفلت كرد؛ هم غفلتهاى ناشى از احساساتى شدن، هم ناشى از نديدن دستهاى دشمن. بنابراين من بخصوص از جوانها ميخواهم كه نگذارند اين فضاى غيبت و تهمت و فحاشى و هتاكى و شكستن حرمتها ادامه پيدا كند. وقتى كه ادامه پيدا كرد، طبعاً همان طور سرايت هم ميكند..."

بخشی از بیانات مهم حضرت آقا در جمع اعضای خبرگان رهبری ۱۹/۱۲/۸۹

مشروح بیانات

پی نوشت ۱: اگر می بینید که این مطلب نسبت مستقیمی با تیتر ندارد دلیلش این است که قصدم نوشتن متن دیگری بود که دلیل ننوشتنش را توضیح دادم. البته که خیلی هم  بی ربط نیستند.

پی نوشت ۲: این بی اخلاقی های هر دو طرف دل خیلی ها را به درد آورده انگار. این متن را از سجاد صفار هرندی حتماً بخوانید: زخم بی بهبود


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 12 دی1390 توسط سبحان جدیدساز

سال ۲۰۱۱ گذشت و چقدر اتفاقات مهمی که در آن رخ نداد و چه التهابهایی که مردم را تحت سیطرۀ خود گرفت. کلاً هیجانات روحوی خونیمون زیادی زد بالا. من فقط چند تا عکس می زنم از اتفافات سال گذشتۀ میلادی. قبلتر هم به فکر این کار بودم ولی امروز که سایت الف رو می دیدم و مطلبی با این موضوع رو مشاهده کردم، تصمیم گرفتم این مطلب رو بگذارم.

مصر

مردم مصر درحال برگزاری نماز جمعه برای شکرگذاری سقوط رژیم حسنی مبارک

بحرین

تظاهرات در بحرین و سرکوب بی رحمانۀ مردم

سودان

تجزیه سودان

سومالی سومالی

قحطی در سومالی

ژاپن ژاپن

وقوع زلزله ۹ ریشتری و سونامی در ژاپن که منجر به کشته شدن ۱۵ هزار نفر و انتشار تشعشعات اتمی شد.

آمریکا

جشن جمعیت جمع شده در خارج از کاخ سفید واشنگتن، پس از کشته شدن بن لادن

یونان

برخورد پلیس یونان با معترضین پس از اعتراض مردم به تصویب قانون اقدامات ریاضتی بیشتر که باعث مجروح شدن ده ها نفر بر اثر پرتاب گاز اشک آور شد.

لیبی

معمر قذافی مرد.

 انگلیس

انگیس در مقاطع مختلفی از سال ۲۰۱۱ درگیر تشنج بود. این تصویر مربوط به مرداد است.

نروژ

کشته شدن بیش از ۹۰ نفر به دست یک روانیِ ضد اسلام

ایران ایران

نبرد اطلاعاتی ایران که امسال اهمیتی جهانی یافت.

 کره شمالی کره شمالی

مرگ رهبر فقید کره شمالی

آمریکا آمریکا

سیل و زلزله ای که در بیش از یک قرن اخیر بی سابقه بوده است.

آمریکا آمریکا آمریکا

اعتراضات آمریکا مشهور به ضد وال استریت و ۹۹ درصدی

آمریکا آمریکا

خروج نظامیان آمریکایی از عراق

 پی نوشت:

۱. اتفاقاتی که فقط در صحنۀ داخلی کشور مهم بوده اند را ننوشته ام هر چند خیلی مهم بوده باشند.

۲. اینها حوادثی بود که به ذهن من رسید. اگر اتفاق خیلی مهم دیگه هم افتاده و من فراموش کرده بگذارم، یادآوری کنید ممنون می شوم.

۳. انگار آمریکا از همه بیشتر متضرر شده.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 11 دی1390 توسط سبحان جدیدساز
بالاخره سال ۲۰۱۲ شد.

سال عذاب قوم آخرالزمانی ... یا سال توهم پایان تاریخ

شادی مردم در آغاز سال


نوشته شده در تاريخ جمعه 9 دی1390 توسط سبحان جدیدساز

1. چند ماه قبل تر که کتاب های "اسرار و آثار سقیفۀ دکتر قنبری" و "بیت الاحزان شیخ عباس قمی – بخش سقیفه اش-" را می خواندم، موضوعی ذهنم را مشغول کرده بود. اگر صدا و سیما آن زمان هم بود، اوضاع کشور عربستان و مشخصاً مدینه را با الفاضی شبیه به امروز توصیف می کرد. فتنه، سکوت خواص، بصیرت، حرکت –یا عدم حرکت- مردم در پشت سر ولی، حضور –البته عدم حضور- و ... .

امشب [شب نه دی] حجت الاسلام مهدی طباطبایی سخنران حرم امام رضا (ع) بود برای مراسم دعای کمیل. باز هم صحبت از ساکتین فتنۀ سال 61 کوفه بود و ارتباطش با نه دی. تنها گذاشتن ولیّ و  ... .

و چقدر در این نوع مسائل شبیه شدیم به مصائب صدر اسلام که هرسال برایشان گریه می کنیم.

چهارشنبه دو سال قبل که به میدان انقلاب رسیدیم سه روزی از همین روضه ها گذشته بود. پناهیان که در ده روز محرم برای شیر فهم کردنمان حول این بی بصیرتی های صدر اسلام، سنگ تمام گذاشت. درس های آن روضه کار خودش را کرد. بعد از 1400 سال، باز هم اولین بار شدیم در تاریخ اسلام. باز هم برای اولین بار همان جا سنگ تمام گذاشتیم که همۀ مردم مدام کم می آوردند.

2. آن روز به خیلی ها اثبات کردیم که نسل ما نسل بریده از دین و انقلاب نیست. زیاد بودند و هستند کسانی که به خیالشان از سر دل سوزی می گفتند و می گویند که ما از انقلاب و دین دور شده ایم. روضۀ قداست دروغینِ اول انقلاب را می خواندند و ما تحقیرِ بددینی بعضی دیگر می کردند. و با این کارشان دل چند جوان را به گناه نرم می کرده اند. زمانی که بگویند همه لاابالی فاسد، جوانی که دلش آمادۀ گناه است، بعد از صد بار چشم پوشی از گناه، مجوز می گیرد که "در این جامعۀ نکبت بار، جایی برای تقوا نمانده که. در شهر کورها، یک چشمی هم پادشاست."

اما آن روز دهانمان به یک مصداق عملی بزرگ پر شد. دیگر نسل قبل نمی تواند روزهای اول انقلاب را به رخمان بکشد و بگوید هرچه ما رشته بودیم شما پنبه کردید. دیگر با افتخار خواهیم گفت که ما هم "اولین بار" دیگری در تاریخ رقم زده ایم.

آن روز نرفتیم که دینداری و انقلابی گری خود را در مقابل نسل قبل اثبات کنیم، اما با آمدنمان، دینداری و ولایت مداریمان را ثابت کردیم.

پی نوشت

1. می خواستم متن بالا رو با لحن خودمانی تری بنویسم که نشد.

2. می خواستم خاطراتی هم از اون چند روز بنویسم که باز هم نشد. یعنی نوشتم ولی دیدم به متن اصلی نمی خوره حذفش کردم.

۳. لینک های مرتبط:

جشن تولد

روز خدا


نوشته شده در تاريخ جمعه 4 آذر1390 توسط سبحان جدیدساز

دوباره محرم

باز هم شال و سیاهی

باز هم کتیبه و زنجیر

باز حالِ بی حالی غروبا و غم سنگین نصف شبا .............. غم سنگین نصف شبا ... غم سنگین ...

باز هم شور رسیدن به هیئت و خنده های لذت بخشِ بعد گریه ها

باز هم ترافیک و شلوغیِ دم هیئتا، دم دسته

باز هم بوی قیمه

باز هم ضرفای تلنبار کنار خیابون و بوی شله زرد

باز حال و هوای نذری و سینی هایی که رد و بدل می شن و هیچ کدومم خالی برنمی گردن

باز هم شرف و عزت یک ساله از عزاخونه های حسین

باز تقابل عقلِ حساب گرِ "خودبنیادِ" پیشروِ دنیایی با تعبدِ عاقلانۀ دین­بنیادِ پیروِ ولی

...

باز هم تکیه ها برپا شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط سبحان جدیدساز

از چند روز مانده به رمضان داشتم رمضان سال گذشته و حوادث آن دوره را مرور می کردم. یعنی خاطرات آن زمان، خود به خود به ذهنم هجوم می آورد. آن زمان هنوز دنیا آرام بود. هنوز اتفاق شگرفی  که با شنیدنش مردم چند روزی بهت زده شوند، در سطح بین الملل اتفاق نیافتاده بود. اما در طول این یک سال پر بود از حوادثی که فرصت استراحت به اعجاب های چندین روزه مان را نمی داد. چه کسی فکرش را می کرد که تا رمضان سال آینده این تعداد حادثه در سطح جهانی رخ دهد؟ اگر خاطرتان باشد مهمترین حادثه در ماه رمضان سال گذشته، سیل پاکستان بود. اما چه کسی فکرش را می کرد که حوادثی همچون انقلاب ها منطقه، بحران های عجیب اقتصادی، زلزله های بنیان کن و ... رخ دهد. حوادثی که هر یک به نوعی تفکرات آخرالزمانی را در دل مردمان جهان زنده کند...

بقیه در ادامۀ مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 18 تیر1390 توسط سبحان جدیدساز

یكی از موارد مهم و ضروری در مقوله‌ی مهدویت، افزایش كارهای عالمانه، دقیق و متقن به دست اهل فن و متخصصان واقعی این موضوع و پرهیز از كارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمعتبر و براساس تخیلات و توهمات است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 اردیبهشت1390 توسط سبحان جدیدساز
از صحبت های رئیس محترم مجلسِ اصولگرا در گفتگوی ویژۀ خبری و پاسخ های رئیس جمهور مکتبی در روز بعد در جلسۀ هیئت دولت این برداشت را کردم:

احمدی نژاد و لاریجانی - هر دو - رفته اند پیش حضرت آقا و گفته اند:

آقا دستور بفرمایید تا ما مخالفت کنیم.

انگار نشنیدند اختلافاتتان را نزد مردم نیاورید.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
بک لینک فا