گوگل پلاس امکانیست در اینترنت شبیه به فیس بوک. آن هایی که حداقل یکی از این دو را دیده اند می دانند که هر کاربر یک circle یا حلقۀ دوستان دارد. این کاربر هرکدام از دیگر کاربران پلاسی را که بخواهد در حلقۀ دوستانش قرار می دهد و به این شکل هر کدام از اعضای این حلقه که مطلبی را آپ کند این کاربر بر روی صفحه ای می بیند. مثلاً من که پلاسِ گوگل هستم، صفحه ای در مقابلم باز است و به تناسب، هر یک دقیقه ای، هر 30 ثانیه ای و یا حتی کمتر، مطلبی در بالای این صفحه باز می شود. طبیعتاً من هم در حلقۀ دوستان دیگر کاربران گوگل پلاس هستم و هر مطلبی را – حال ممکن است عکس باشد یا جمله و شعری و یا لینکی به یک صفحۀ اینترنت و ...- آپ کنم بر روی صفحۀ ده ها نفر می رود.
اوایلی که گوگل پلاس تازه معروف شده بود، من هم به جمع پلاس ها اضافه شدم. البته آن زمان تنها اسمم آن جا بود و مطلبی را بر روی صفحه ام نمی فرستادم. همان موقع بود که بسیار شنیدم از بدی ها و خطرهایش و اینکه دامی است و بچه حزب اللهی هایی که عضوش شده اند، پا در وادی خطرناکی گذارده اند. گفتند و نوشتند سریع بیایید بیرون. ما که پس از رفتنمان نه نیرویی غیبی دیدیم که جانمان را بستاند و نه شبهاتش را درکمین عقایدمان، ماندیم.
عرصۀ پلاس به نوعی شده بود موازنه ای. یعنی حزب اللهی ها آنقدر زیاد بودند که احساس غربت نکنیم. شاید جالب باشد که در زمان اذان – به خصوص مغرب- ناگهان چند پست می آمد که هنگام اذان است و انشألله ادامۀ پلاسیمان بعد از نماز.
فضای بسیاری، ذکر خاطرات و دلمشغولی هایشان بود- خاله بازی. اما بسیاری دیگر، این فضا را جدی می گرفتند. عموماً عرصه ای بود برای کشمکش دو جناح داخلی (انقلابی ها و ضد انقلاب). ولی بعضی این چنین نبودند و مهمترین دغدغه ها یشان مسایل بین المللی و تأثیرگذاری –هرچند بسیار اندک- بر تحولات جهانی بود. مثلاً در همین هفتۀ وحدت بسیاری آیات قرآن به زبان های فارسی، عربی و انگیسی منتشر شد. ویا خطبۀ عربی حضرت آقا در این صفحات منعکس شد که چه استقبالی از آن ها شد. همان طور که می دانید، سایت khamenei.ir در عربستان فیلتر شد. به همت بسیاری از دوستان، سایت های دیگری که این سخنان را منعکس کرده بودند، معرفی شد. برای آنکه اهمیت و بازخورد این مطالب را در خارج از کشور دریابید، اشاره می کنم. خانمی از شیراز که تمامی مطالبش را به زبان عربی منتشر می کرد، پس از انتشار خطبۀ حضرت آقا کامنتی را از یک کاربر سوریایی با این مضمون دریافت کرد: این عکسی که از نمازجمعه تان گذاشته ای کجاست؟ من شنیده ام که ایرانیان چون شیعه اند، مسجد ندارند. سپس آن کاربر شیرازیجوابش را گفته بود.
من که به اصرار برادرم پلاس شدم، تنها و تنها با نگاه به بیرون از کشور و باز شدن عرصه ای برای تأثیر گذاری در تحولات مهم قبول عضویت کردم. با وجودی که اوایل ناامید بودم، دیدم برخی کاربران خارجی، خود دعوتم کردند به عضویت در circle شان. پس آن بود که دریافتم هرچند اندک، می توانم تأثیر گذار باشم.
جملات متعددی را آماده کرده بودم و داشتم آماده می کردم با مضمون همراهی جوانان ایرانی و جوانان مصری در جشن پیروزی روز 22 بهمن. اما ... اما ... .
از دیروز بستندش. هم جی میل را و هم پلاسش را. به تازگی داشتند زیاد می شدند آنهایی که سطح نوشته هایشان فراتر از شطحیات داخلی بود. اما ... اما ... .
التبه که بگویم اگر این بستن ها تا 25 بهمن باشد، پذیرفتنی است اما اگر ادامه پیدا کرد ... . اگر ادامه پیدا کرد تحلیل هایمان را می گذاریم برای همان زمان.
پی نوشت1: می خواستم اسم این مطلب را بگذارم اعصاب خرد شده نوشته به این دلیل که عرصه ای به این مهمی را که می توانست در جهان بسیار تأثیرگذار باشد را از دسترسمان خارج کرده اند.
پی نوشت2: به شدت امیدوارم که این سایت فیلتر نشود و اگر قرار است دسترسی به آن محدود شود، بسته بماند. اگر چنین حماقتی (تأکید می کنم حماقت) صورت گرفت -یعنی سایت فیلتر شد- به شعور که هیچ به اندک تعقلی در مسئولان ذی ربط( و مسئولان ذی ربطی که این مسئولان بی ربط را گذاشته اند) شک خواهم کرد.





.jpg)


.jpg)










